سفارش تبلیغ
صبا
گروه استان ها: نحوه حفاظت و مرمت مجموعه تاریخی تخت سلیمان در استان آذربایجان غربی این روزها خبرساز شده است.ابراهیم حیدری مدیر پروژه تخت سلیمان در این باره گفتنی ها دارد که ترجیح داده ایم به قلم بیاوریم.


نقد و بررسی در امور تخصصی باید به شکل علمی و در راستای بهبود روش ها باشد.
اگر انتقاد سازنده و با حسن نیت و ارائه دلیل و منطق باشد حتما به دل می نشیند اما چنانچه به شکل غیر تخصصی و با هدف خدشه دار نمودن دیگر ان که در شرایط دشوار متحمل زحمت شده اند، انجام گیرد، بدور از شان کارشناسی و خروج از دایره انصاف و اخلاق است و به ویژه در زمینه فعالیت های میراث شیوه پسندیده نیست. آنچه تاکنون در مجموعه تاریخی تخت سلیمان انجام گرفته اولا تمام براساس برنامه های مصوب و مطابق نظرات کمیته های فنی سازمان که اعضای آن از بین کارشناسان ارشد و دارای تجارت ذی قیمت اجرائی و تخصصی هستند، بوده و محوطه تخت سلیمان این افتخار را دارد که گروهی از زیده ترین کارشناسان به عنوان مشاور، هیات راهبردی و ناظر فنی برجریان فعالیت های آن نظارت دارند. در متن خبر مشخص نشده که منظور از وضع اسفناک مجموعه چیست؟ کجای کار مشکل دارد؟ آیا اظهار نظر در مورد مرمت که مقوله ای تخصصی است توسط چه کسی بیان می شود؟ آیا نقاد، آرشیتک و مرمتکار است؟ یا اینکه در کارنامه خدمتی خود سابقه و تجربه حتی یک مورد برنامه اجرائی حفاظتی و مرمت در چنین مجموعه یا تک بنای کوچک تاریخی را دارد؟ که به سادگی و کلی گویی در خصوص اقداماتی که با مشورت بزرگان معماری سنتی و بومی کشور، باستان شناسان و مرمت کاران خبره بعمل آمده، حرف می زنند.وضع اسفناک ادعایی درکدام قسمت وجود دارد. به همین جهت برای رفع ابهام خبری درباره مسائل مربوط به تخت سلیمان و روشن شدن موضوع مواردی به صورت اجمالی بیان می گردد.
در حال حاضر با فعالیت های 12 سال اخیر این محوطه به عنوان یکی از فعالترین کارگاه های میراث فرهنگی کشور مطرح و از نظر کارشناسی امکانات فنی، کارگاهی، رفاهی در حد سلطانیه، تخت جمشید و چغازنبیل به شمار می آید. در حالیکه سه محوطه تاریخی یاد شده بین 40 تا 90 سال سابقه تجهیز، اقدامات اجرایی، امکانات کارشناسی، کارگاهی و رفاهی دارند. در این محوطه هر آنچه حاصل شده نتیجه مساعدت، همفکری و ارشادات اساتید پیشکسوت وتلاش گروهی کارکنان، استاد کاران و کارگران زحمتکش پروژه و حمایت مسئولین سازمان و منطقه بوده است.
براثر تلاش های انجام شده بعد از 24 سال وقفه سازمان متبوع تعدادی از آثار عمده کشور را نامزد برای ثبت در فهرست میراث جهانی نمود که بر اساس مدارک ارائه شده و بازدید نمایندگان فنی کمیته میراث جهانی یونسکو، از بین پیشنهادات ارائه شده، برای نخستین بار مجموعه تخت سلیمان انتخاب و طی مراحل قانونی بعنوان چهارمین اثر تاریخی کشور به ثبت می رسد که علاوه بر جذابیت های طبیعی، قابلیت های فرهنگی تاریخی، بعد دیگر آن اقدامات خوب پژوهشی(هیات های خارجی و ایرانی) فعالیت های حفاظت و مرمت، ساماندهی و معرفی انجام شده در حد قابل قبول آن است.
در مورد اینکه بجای مرمت شایسته بود کاوش انجام گیرد، اولا هیات مشترک ایران و آلمان حدود 20 سال در محوطه عملیات، کاوش بعمل‌ آورده و حجم عظیمی از بقایای آثار معماری از دل خاک خارج و بر اثر گذشت زمان و عدم حفاظت اصولی صدمات فراوانی به برخی از این آثار وارد شده بود. چنانکه در سال های 56 و 57 به این ضرورت توجه و موضوع حفاظت آثار مکشوفه مطرح و براساس برنامه سازمان ملی حفاظت آثار باستانی وقت، همزمان با تداوم کاوش های باستان شناسی هیات آلمانی، عملیات حفاظت و مرمت بخش هایی از بقایای معماری و آثار مکشوفه از مهار دیوار آسیب دیده ایوان غربی بوسیله داربست فلزی، حفاظت بخش هایی از دیوار حصار محیطی، مرمت و احیا طاق سنگی قسمتی از سالن ضلع جنوبی ایوان مجموعه و ... انجام شد که با تقدیر کتبی هیات باستان شناسی آلمانی و ریاست وقت سازمان مواجه شد.
از سال 57 به بعد که فعالیت هیات باستان شناسی آلمانی تعطیل و بر اثر مسائل سال های اوایل انقلاب، جنگ تحمیلی و دوران بازسازی بعد از جنگ، عملا تا سال 72 کار چشمگیری در محوطه انجام نگرفت. چون تخصیص اعتبار اندکی(بین 50 تا 150 سال) تنها کفاف نگهبانی و حفاظت های ابتدایی آثار را می داد.
در سال 72 همزمان با توجه ویژه دولت و آغاز فعالیت ها ی جدی ساماندهی محوطه های تاریخی عمده کشور، تحت عنوان پروژه های بزرگ فرهنگی _ تاریخی با تلاش و پیگیری فراوان، مجموعه باستانی تخت سلیمان نیز بعنوان یکی از ده پروژه بزرگ یا شده انتخاب و با در نظر گرفتن اولویت ها و براساس برنامه ای پنج ساله، کارهای نجات بخشی آثار و ساماندهی آن شروع و در پایان هر سال گزارش پیشرفت و انجام کار به مسئولین ذیربط جهت ارزیابی ارائه شد.
در رابطه با عملیات اجرایی و ساماندهی مجموعه تاریخی تخت سلیمان در 12 سال گذشته که بر اساس برنامه های مصوب و با بهره گیری از توان علمی، تخصصی کارشناسان ایرانی با تخصص های ذیربط انجام شده، مواردی فهرست وار به شرح زیر قابل یادآوری است.
_بررسی کامل مجموعه در سال 72 به منظور شناسایی بیشتر و تهیه رئوس کلی برنامه های حفاظت، مرمت، پژوهشی، معرفی و ساماندهی مجموعه توسط کارشناسان ارشد و مسئول ستادی، استانی و هماهنگی با مسئولین منطقه به منظور آماده سازی محوطه جهت اقدامات علمی و بهره برداری گردشگری.
_اقدام فوری در خصوص تعیین حریم و ضوابط حفاظتی مجموعه در مساحت بیش از 7500 هکتار، تصویب و ابلاغ قانونی به مقامات مسئول و ادارات ذیربط در جهت جلوگیری از دخل و تصرف بی رویه در محدوده یاد شده با حفظ حقوق ساکنین پیرامون آن.
_آغاز کارهای اجرایی بر اساس برنامه مصوب با رعایت اولویت ها از جمله نظافت کلی محوطه که بیش از 120 هزار متر مربع مساحت دارد و نصب ریل و واگن های حمل آوار برای جابجایی نخاله و زائد های کارگاهی(حجم عظیم خاک های ناشی از کاوش های 20 ساله هیات آلمانی به خارج از محوطه) به مقدار حدود 130 هزار متر مکعب و اقدام همزمان به جهت جلوگیری از تردد احشام و رفت و آمده های متفرقه و امکان کنترل بیشتر.
_احداث جاده دسترسی موقت بطول حدود 2 کیلومتر از مسیر راه های مالرو قبلی با بهره گیری از نیروی انسانی.
_ با تبدیل سا ختمان های کهنه نگهبانی، انباری، آشپزخانه، اصطبل و ... مربوط به کاوش های قبلی و سرایداری مجموعه، امکانات نسبتا مناسب تری برای اسکان کارکنان، سرایدار و ایجاد واحد های اداری مورد نیاز مانند، دفتر فنی، مرکز اسناد، آزمایشگاه، سالن کنفراس، خوابگاه و انباری ساخته شد.(تا آماده شدن ساختمان های مذکور افراد گروه در مدت 2 سال و هر سال 7 ماه در داخل چادر زندگی می کردند)
_اقدام لازم برای خرید ترانس برق 100 آمپر با نصب 3کیلومتر تیر برق و کابل کشی آن.
_اقدام اساسی در خصوص، تهیه لوازم فنی، مصالح و ابزار آگاهی و فنی خرید ماشین آلات مانند وانت بار، تراکتور، موتور برق و امکانات رفاهی.
_آموزش نیروی انسانی ماهر مورد نیاز، مطالعه و تهیه گچ نیم پخت و نیمکوب مشابه گچ دوره ساسانی برای مرمت و پرهیز از مصرف سیمان در امر مرمت(برای اولین بار در کشور چنین مصالحی در کارگا ه های میراث فرهنگی تولید گردید)
_براساس برنامه های مصوب در طول 12 سال گذشته فعالیت هایی در جهت حفاظت بقایای مکشوفه، مرمت و نگهداری آن ها، انجام و در کاوش های باستان شناسی نیز به موازات دیگر فعالیت های ساماندهی در 3 دوره براساس مجوزهای دریافتی و حسب ضرورت ادامه یافته و انجام مستندسازی و تهیه مدارک فنی از کلیه اقدامات، تلاش در جهت معرفی مجموعه با انتشار بروشور، کارت پستال، پوستر، مصاحبه با رسانه ها، ترجمه و انتشار 5 جلد کتاب تخصصی و برقراری سیستم بلیط فروشی و انضباط بازدید.
_جمع آوری و طبقه بندی اشیا فرهنگی پراکنده در محوطه طراحی و طبقه بندی بیش از 10 هزار قطعه سفال و...
_ایجاد آزمایشگاه مرمت اموال فرهنگی – تاریخی به جهت نجات بخشی بقایای گچبری های مکشوفه و حفاظت اشیا فرهنگی _ تاریخی
_ایجاد موزه و نمایشگاه _ ایجاد کتابخانه تخصصی و آرشیو فنی
_ ساماندهی اشیا فرهنگی و تاریخی توسط کارشناسان مرمت آثار، حفاظت و مرمت تعدادی از سنگ های نقش دار، ظروف سفالین و فلزی صدمه دیده تثبیت و تحکیم بخشی از نمونه های اندود باقیمانده دوره های ساسانی و ایلخانی، حفاظت آثار و اشیا مکشوفه از کشفیات باستان شناسی که برخی از آن ها بیش از 40 سال در انبارهای قدیمی در شرایط نامناسب نگهداری می شدند.
_حفاظت اساسی و مرمت بخش هایی از آثار در حال ریزش مانند سالن جنوبی ایوان خسرو(دوره ساسانی) و ضلع های 12 و 8 دوره ایلخانی، سالن شمالی ایوان غربی دهلیز شمالی آتشکده، بخش هایی از برج و باروی حصار محیطی بقایای آثار معماری دوره های ساسانی و ایلخانی هشتی ورودی جنوبی، این آثار در حد رفع خطر و باحفظ ضوابط و براساس برنامه های مصوب به جهت نگهداری اسناد و مدارک معماری مستند باقیمانده دوره های مذکور انجام می گرفت.
_تهیه و نصب تابلوهای راهنما، تعیین مسیربازدید، استفاده از کادر تخصصی در زمان شدت فعالیت ها، راه اندازی مجدد پژوهش های مجموعه با استفاده از کارشناسان مورد تائید ایرانی، همکاری گروه های آموزشی، برگزاری سمیناهای تخصصی به منظور شناسایی بیشتر محل.
_ تلاش در جهت تربیت و آموزش نیروی انسانی ماهر بویژه کارشناسان جوان علاقمند، همکاری با دانشکده میراث فرهنگی و گردشگری برای برگزاری ترم تابستانی واحد های علمی دانشجویان مقطع کارشناسی و کاردانی و...
_اقدام در خصوص مطالعه، انجام ژئوفیزیک مجموعه، اقدام لازم در خصوص نقشه برداری کامل محدوده داخل حریم و عرصه های تاریخی در مساحت 1350 هکتار بامقایس های مورد نیاز در جهت تکمیل مدارک فنی و تکمیل اطلاعات.
_جمع ‌آوری و تدوین مطالب و اطلاعات مورد نیاز در چهار جلد به منظور ثبت جهانی مجموعه که در سال 82 تخت سلیمان بعد از 22سال وقفه، بعنوان چهارمین اثر تاریخی کشور و اولین اثر بعد از انقلاب در فهرست جهانی به ثبت رسید.
_همکاری با دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد در رشته های مربوط و تدوین حدود 10 پایان نامه در این خصوص که یک مورد آن در جشنواره خوارزمی ممتاز و برنده شد.
_ساماندهی و آماده سازی یکی از واحد های دوره ایلخانی بعنوان نمایشگاه فعالیت های اجرائی و موزه موقت.
_تهیه بیش از 30 جلد گزارش از اقدامات مرمتی، پژوهشی، معرفی و تکمیل و ساماندهی مدارک فنی آن.
_راه اندازی و تشکیل کتابخانه تخصصی و آرشیو فنی مجموعه.
_تربیت بیش از 30 نفر استادکار ماهر و نیمه ماهر و فنی در زمینه سنگتراشی، بنائی، سرکار حفار و....
آیا توان چنین کارهایی آن هم در منطقه ای دوره افتاده و کوهستانی که تا سال 79 دسترسی بدانجا از طریق زنجان و حتی شهرستان تکاب با دشواری ممکن بود و جذب نیروهای کارشناسی و تجربی برای مجموعه بسیار مشکل می نمود و می توان گفت که محل دارای وضعیت اسفناکی هست؟
در محوطه های مهمی مانند تخت جمشید، ارگ بم و سلطانیه نیز تعداد نیروهای کارشناسی و تجربی قاعدتا با اندکی تغییر در همین محدوده منظور شده حال چرا باید تمامی باستان شناسان و معماران و مرمت کاران داخلی و خارجی را جمع نمود. این شیوه مرسوم کجاست؟ برای انجام چه منظوری؟ کاربزرگ کدام است؟ در پروژه های بزرگی مانند معبد آناهیتای کنگاور، بیشابور، شوش، هگمتانه و... آیا روال دیگر اعمال شده است. اشاره شده که یکسری از تحقیقات گذشته دیگر ارزش علمی ندارد، آیا اسناد و مدارک مربوطه به چهارطاقی آتشکده آذرگشسب، ایوان غربی و... که تا دوره ساسانی بدقت پژوهش و مدارک مستند آن منتشر شده با سپری شدن زمان تحریف و عملکرد آن ها تغییر می کند؟اما می توان با بررسی های بیشتر اطلاعات ناقص را تکمیل نمود نه اینکه اساس موضوع را رد کرد.
اشاره شده است برداشتن آوارها اشتباه بوده باید بیشتر حفاری می شد. هر باستان شناسی می داند اگر کشف آثار توام با حفاظت و مرمت نباشد نوعی تخریب است همانطوریکه در قسمت دیگری از خبر فوق در مورد صدمات وارده به آثار حسنلو هم اشاره شده، ولی در آنجا نیز توسط عملیات حفاظتی ضروری بوده است. ضمنا برای نمونه یک مورد از آثار غرب دریاچه تاکنون از بین نرفته، با مقایسه اسناد و مدارک تهیه شده توسط هیئت های آلمانی و ایرانی با وضع موجود این بخش، کذب چنین صحبتی مشخص خواهد شد.
موضوع دیگر اشاره به هزینه های هنگفت برای ساماندهی مجموعه است که بنا به ادعا می شد با آن، تخت سلیمان دیگری ساخت. خب این تزجدیدی است. اعتبار پروژه های بزرگ به تناسب حجم کاری و براساس برنامه توسط سازمان متبوع و با نظارت توزیع می شود. شاید سهم تخت سلیمان در بین پروژه کمتر از اماکن مشابه دیگری بوده است.
در سال 68 طرح احداث شهرک 30 هزار نفری در مجاورت مجموعه تخت سلیمان در مراجع ذیربط مصوب و عملیات آماده سازی آن با پی کنی ساختمان بخشداری بفاصله حدود 3 کیلومتری و مجموعه آغاز گردید در عمق حدود 4 متری به نشانه های از آثار دوره ساسانی برخورد شد که به محض اطلاع، با هماهنگی مقامات استان نسبت به تعویق اجرای ساخت شهرک اقدام و با درایت معاون وقت امور عمرانی و مدیرکل وقت دفتر فنی استانداری آذربایجان غربی تا زمان تصویب ضوابط حریم از اجرا و آماده سازی شهرک جلوگیری شد. خوشبختانه محدوده شهرک در حریم مشخص و ضابطه مند گردید.
در سال 1365 نیز وزارت راه اقدام به خاکبرداری مسیر برای احداث جاده ترانزیتی در فاصله 50 متری از مجموعه کرد که با اقدام فوری، محل عبور جاده به فاصله 400 متر از پای برج و بارو و حصار تغییر داده شد.
امیدوارم کسانی که در مجموعه یاد شده به عنوان نیروهای جوان برای آموزش دو یا سه ماه بعنوان عضو گروه(نه مسئول قسمت)، همکاری داشته اند، اگر تجربه ای کسب کرده اند به خود اجازه ندهند همه امور را با این اطمینان قضاوت نمایند. با این توضیح ، مشق ننوشته غلط ندارد. ضمن اینکه کارهای اجرایی انجام شده خالی از اشکال نیست. در صورتیکه نواقص توسط آدم های مجرب و ذیصلاح یادآوری شود بطور قطع تاثیر مثبتی در بهبود روش های آتی خواهد داشت. حال باید قضاوت کرد که آِیا با این اقدامات محوطه تخت سلیمان در شرایط بحران قرار دارد.



تاریخ : یکشنبه 90/9/6 | 7:28 عصر | نویسنده : آیدا پاشایی | نظر

محوطه باستانی شادیاخ یکی از محله‌ های نیشابور کهن بوده
است که از اوایل سده سوم هجری مسکونی شده و تا سال
669
هجری که زمین ‌لرزه آن را در هم درنوردیده ، اهمیت ویژه‌
ای داشته ‌است . بخشی از بقایای شهر کهن نیشابور در آن محل
نهفته ‌است . این مکان همچنین جایگاه زندگی شیخ عطار
نیشابوری بوده‌ است و اکنون نیز آرامگاه وی و همچنین خیام
نیشابوری در آن محله قرار دارند .
این محوطه ، اکنون در شمار آثار تاریخی ملی به شمار می
‌رود و شماره ثبت آن
10910 می‌ باشد .
                        
ریشه نام
شادیاخ از دو واژه « شادی » و « اخ » تشکیل شده ‌است که به
معنای شادی‌ آفرین می‌ باشد . این محل همچنین به صورت ‌های
« شادکاخ » ، « شاد جهان » و « شاد مهر » نیز نامیده شده
‌است .
                        
کاوش ‌های باستان‌ شناسی
در کاوش‌ های باستان ‌شناسی که در سال
1379 در این محل
انجام گرفت و شماری از بنا های معماری آن زمان مانند تالار
عام ، اندرونی و خانه‌ های ویژه شراب‌ سازی ، آهنگری ،
سفالگری و شیشه‌ گری و همچنین در آن منطقه پیدا شد . افزون
بر بناها از مکشوفات آن کاوش می ‌توان شماری اسکلت که زیر
 آوار زلزله مانده بوده ‌اند و همچنین ظرف‌ ها و لوازم
فرهنگی مانند سازه ‌های سفالی و شیشه‌ ای و گچبری ‌ها ،
نام برد . بخشی از بقایای باستانی آن منطقه و همچنین عکس‌
هایی از اکتشافات به دست‌ آمده در آن‌ جا در موزه شادیاخ ،
که در نزدیکی همان مکان است ، نمایش‌داده می ‌شود .
                        
یاقوت در معجم البلدان درباره آن ذیل شاذیاخ چنین آورده
است : « شادیاخ نیز شهر نیشابور ، مادر شهر های خراسان در
زمان ما است و در قدیم بوستانی بود از آن عبد اللّه بن
طاهربن حسین پیوسته بشهر نیشابور . الحاکم ابو عبد اللّه
بن بیع در پایان کتاب خود در تاریخ نیشابور آورده است که
عبداللّه بن طاهر چون به حکمرانی خراسان نیشابور رسید و در
آنجا فرود آمد از بسیاری لشکریان او جا بر مردم تنگ شد و
بزور در خانه مردم آمدند و مردم از ایشان سختی دیدند و
چنین پیش آمد که یکی از لشکریانش بخانه مردی فرود آمد و
خداوند خانه زنی زیبا داشت و مردی غیرتمند بود و در خانه
ماند و بواسطه غیرتی که برزن خود داشت از آن بیرون نرفت  .
روزی آن سپاهی به او گفت رو و اسب مرا سیرآب کن و وی نه
یارا داشت که بفرمان او نرود و نه می توانست از خانه خود
دور شود . بزن خود گفت تو برو و اسبش را سیراب کن تا اینکه
من از دارایی که داریم در خانه پاسبانی کنم  . زن رفت و او
نیکوروی و زیبا بود . قضا را عبداللّه بن طاهر سواره
بدانجا رسید و آن زن را دید و پسندید و از ساده پوشی او در
شگفت شد و او را به خود خواند و گفت : روی تو و اندام تو
سزاوار آن نیست که اسبی را خدمت کنی و آب دهی  ، روزگارت
چیست ؟ گفت : این کاری است که عبداللّه بن طاهر بر سر ما
آورده است  ، خدا او را بکشد . سپس پیش آمد را بر او گفت 
. وی در خشم شد و سست گشت و گفت ای عبداللّه مردم نیشابور
از تو بدی دیدند 

 

 سپس سران لشکر را گفت در لشکر او منادی کنند که هر کس شب 
   در نیشابور بماند مال و خون او حلال است و به شادیاخ رفت و 
  در آنجا سرایی ساخت و به لشکریان خود فرمان داد که گرداگرد 
   آن ساختمان کنند و آنجا آبادان گشت و محله ای بزرگ شد و به 
  شهر پیوست و یکی از محلات شهر شد و سپس مردم در آنجا خانه ها
ها و کاخ ها ساختند . چون غز به خراسان آمد و در سال 548 
 ه"  . ق . آن کار ها را کردند به نیشابور آمدند و آن را
ویران کردند و سوختند و ویرانه آن را بجای گذاشتند . آنچه 
از مردم آن شهر مانده بود به شادیاخ رفتند و آن را آبادان
کردند و آن شهری است که در زمان ما به نیشابور معروف است 
... من در 613 به نیشابور که همان شادیاخ باشد رفتم  ...
سپس تاتارها که خدای ایشان را لعنت کناد در سال 617 آن را 
ویران کردند و یک دیوار هم در آن بر پا نگذاشتند و امروز
چنانکه به من گفته اند ویرانه ای است که چشم های خشک را 
بگریستن وامی دارد و آتش های فرو نشسته را در دل ها روشن
می کند . ( نقل از حواشی ادیب بر تاریخ بیهقی  ، تاریخ 
  بیهقی چ سعید نفیسی ج 2 ص  897) . کاخ طاهریان در نیشابور 
  در بیرون شهر در روستای شادیاخ و در محله « میان » بوده 
 است  . ظاهراً این کاخ طاهریان پس از انقراض این سلسله در 
261 چندان نمانده و بزودی ویران شده است زیرا که ابن
الفقیه در کتاب البلدان که در حدود 290 یعنی نزدیک سی سال
پس از انقراض این خاندان تالیف کرده است دو قطعه از اشعار
محمدبن حبیب ضبی را که درباره ویرانه های این کاخ در 
شادیاخ گفته آورده است  ... قصر آل طاهر در « میان » در
ناحیه شادیاخ پس از ویرانی دوباره کشتزار شده و از این جا 
پیدا است که شادیاخ و میان در روستای بیرون شهر بوده است 
. یعقوبی نیز در کتاب البلدان گوید : « عبداللّه بن طاهر 
در شهر نیشابور فرود آمد و چنانکه فرمانروایان دیگر می 
 کردند به مرو نرفت و در آنجا بنای شگفتی ساخت که شادیاخ 
 باشد ... » از این جا پیداست که کاخ طاهریان در شادیاخ 
  بنای بزرگ و زیبا و حتی شگفت بوده است  . حمداللّه مستوفی
در نزهه القلوب گوید: « ... دار الاماره خراسان در عهد 
اکاسره تا آخر عهد طاهریان در بلخ و مروبودی و چون دولت به
بنی لیث رسید عمروبن لیث در نیشابور دارالاماره ساخت و 
نیشابور دارالملک خراسان شد . در سنه خمس و ستمائه آن شهر 
  به زلزله خراب شد هم در آن حوالی شهری دیگر ساختند و
شادیاخ خواندند ، دور باروی آن ششهزار و نهصد گام بود ، در
سنه تسع و سبعین و ستمائه آن نیز بزلزله خراب شد ، بگوشه
دیگر شهری ساختند که اکنون ام البلاد خراسان آن است  ... »
از اینجا بر می آید که پس از ویرانی نیشابور قدیم از زلزله 
  سال 605 در روستای شادیاخ شهر دیگری ساختند و آن شهر دوم 
هم در زمین لرزه سال 679 ویران شد ... ابن الاثیر در تاریخ 
  الکامل در حوادث سال های 548 و 553 و 556 که وقوع فتنه ای
در میان شافعیان و حنفیان نیشابور را ذکر میکند تصریح کرده
است که در این فتنه ها نیشابور یکسره ویران شد و سپس در 
حوادث سال 556 گوید که مویدآی آبه حکمران خراسان و حکمران 
نیشابور شادیاخ را محاصره کرد و تا آخر شعبان 556 جنگ 
دامنه داشت و پس ازآن همان نکته ای را که یاقوت در سبب 
آبادی شادیاخ درزمان عبداللّه بن طاهر و لشکرگاه شدن آن 
  آورده است نقل کرده و گوید شادیاخ پس از آن ویران شد و چون
روزگار الب ارسلان رسید این قصه را بر او گفتند و وی فرمان 
داد آنجا را از نوساختند و این زمان بار دیگر ویران شد ... 
اما شهر شادیاخ بطور قطع و یقین در طرف جنوب شهر حالیه
یعنی در همانجا که باغ و مقبره امامزاده محروق است واقع 
بوده و منشاء این یقین شجره نامه ای است از سادات بلوک بار
معدن که به دست آمد ... بالجمله در آن شجره نامه نوشته بود 
که بیست نفر از سادات اولاد خواجه حسین الاصغربن زین 
  العابدین علیه السلام در پهلوی قبر امامزاده محروق در
شادیاخ نیشابور مدفونند . ( از حواشی ادیب بر تاریخ بیهقی 
، تاریخ بیهقی چ سعید نفیسی صص 899 -  902) . مقارن
استیلای مغول در جنب نیشابور قدیم شهر معتبر دیگر بنام 
شادیاخ بنا شده بود و در حقیقت در آن ایام همین شهر را
نیشابور می گفته اند . 
                         
شش فصل کاوش باستان شناسی در محوطه باستانی شادیاخ بیانگر 
آن است که روزگاری ساکنانی با فرهنگ و تمدن بالا در این 
محوطه اسلامی زندگی می کردند که با حمله مغول و زلزله های 
پی در پی از بین رفته است .
«دروازه محوطه اسلامی شادیاخ از جمله محوطه هایی بود که در 
این منطقه مورد کاوش قرار گرفت و یافته های متعددی را برای 
باستان شناسان به ارمغان داشت  » .
 «کشف اسکلت های انسانی در هم و متلاشی شده گویای آن است که 
امکان دارد زمانی شاید پیش از حمله مغول زلزله ای هولناک 
بخش هایی از شادیاخ را از بین برده باشد . » تمامی یافته 
های باستان شناسی حاکی از آن است که شادیاخ روزگاری محل 
زندگی مردم متدنی بوده است .
کشف کوره های پخت سفال ، آجرپزی و کوره هایی که در آن ها 
زیور آلات تزئینی ساخته می شده از جمله یافته هایی است که 
برای ما نشان گر وجود ساکنان متمول در این منطقه است .
در کاوش های باستان شناسی شادیاخ کارگاه شیشه گری نیز کشف 
شده است که خانیکی از آن به عنوان یکی از پدیده های باستان 
شناسی یاد می کند . 
شواهد باستان شناسی به دست آمده از این کارگاه ها گویای آن 
 است که در آن جام شیشه ای ساخته می شده است .




تاریخ : یکشنبه 90/9/6 | 7:19 عصر | نویسنده : آیدا پاشایی | نظر

گزارش تصویری 6/8/89 سایت باستانی درحال کاوش تپه بازگیر مینودشت .استان گلستان.ایران

mohammadshahipudineh2.jpg

 

 

نمایان شدن بخشی از دیوار یاکف خشتی در سایت حفاری بازگیر

  

mohammadshahipudineh.jpg

 

نمایان شدن بخشی از اسکلت انسانی در سایت حفاری بازگیر


گزارش تصویری 22/7/89 سایت باستانی درحال کاوش تپه بازگیر مینودشت .استان گلستان.ایران

 

 

گزارش تصویری 22/7/ 89سایت باستانی  درحال کاوش تپه بازگیر مینودشت .استان گلستان.ایران

mohammdshahi pudineh3.jpg

mohammdshahi pudineh5.jpg




تاریخ : شنبه 90/9/5 | 11:4 صبح | نویسنده : آیدا پاشایی | نظر

بازدید استاندار گلستان ومدیرکل میراث فرهنگی از تپه بازگیر مینودشت

در راستای کشف بیش از 500 شی فلزی، استاندار گلستان و مدیرکل میراث فرهنگی وهیئت همراه ازتپه تاریخی  وفرهنگی بازگیرمینودشت بازدید کردند.

جواد قناعت دراین بازدید گفت: نظر به کاوش هایی که در این تپه تاریخی صورت گرفته واشیای مکشوفه از این سایت باستان شناسی، اهمیت تپه بازگیر مشخص شده و تمدن چند هزارساله این سرزمین بیش ازپیش برملاشده است.




تاریخ : شنبه 90/9/5 | 10:54 صبح | نویسنده : آیدا پاشایی | نظر